خارق العاده. خیلی توانا او روی آن دیک کوچولو رقصید. چه بداهه زیبا و پرشور. شایسته مقعد برای فواید.
برادر| 54 چند روز قبل
اوه، من میرم اونجا
دوبرینیا| 24 چند روز قبل
خجالتی و متواضع؟ او بود. این زوج بالغ مطمئن شدند که این فضایل متعلق به گذشته است. حالا پیشخدمت میتوانست راه دیگری را روشن کند.
گکتور| 11 چند روز قبل
درست مثل ماهی قرمزی که ماهیگیران با تور به ساحل کشیده اند. او از کجا می دانست که آنها چه آرزویی داشتند، که او بلوند می شد. با این حال، او همچنین باید آرزوی دوم خود را محقق می کرد - اجازه دادن به آنها در تمام شکاف هایش. من فکر می کنم او به آرزوی سوم خود نیز خواهد رسید - مکیدن ماشین! بنابراین اکنون او باید کمی بیشتر از پدربزرگ افسانه در خشکی بماند. چون انگار دوست داره مکیدن و قورت دادن رو هم دوست داشته باشه!
پدر| 44 چند روز قبل
کمی اجباری است.
انتخابگر| 24 چند روز قبل
اوه، ای کاش میتوانستم قطرات خیس گلبرگهای صورتی این زیباروها را بمکم، نوک سینههایشان را لیس بزنم و دیکهای شیرشان را بفشارم. ممم، و بعد در هر کدام یک چوب بیندازید و شکاف آنها را تا لبه پر کنید!
چطور هستید؟
بمب میلفا دوست
لعنتش کن لطفا
خارق العاده. خیلی توانا او روی آن دیک کوچولو رقصید. چه بداهه زیبا و پرشور. شایسته مقعد برای فواید.
اوه، من میرم اونجا
خجالتی و متواضع؟ او بود. این زوج بالغ مطمئن شدند که این فضایل متعلق به گذشته است. حالا پیشخدمت میتوانست راه دیگری را روشن کند.
درست مثل ماهی قرمزی که ماهیگیران با تور به ساحل کشیده اند. او از کجا می دانست که آنها چه آرزویی داشتند، که او بلوند می شد. با این حال، او همچنین باید آرزوی دوم خود را محقق می کرد - اجازه دادن به آنها در تمام شکاف هایش. من فکر می کنم او به آرزوی سوم خود نیز خواهد رسید - مکیدن ماشین! بنابراین اکنون او باید کمی بیشتر از پدربزرگ افسانه در خشکی بماند. چون انگار دوست داره مکیدن و قورت دادن رو هم دوست داشته باشه!
کمی اجباری است.
اوه، ای کاش میتوانستم قطرات خیس گلبرگهای صورتی این زیباروها را بمکم، نوک سینههایشان را لیس بزنم و دیکهای شیرشان را بفشارم. ممم، و بعد در هر کدام یک چوب بیندازید و شکاف آنها را تا لبه پر کنید!